خواجه نصير الدين الطوسي

89

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

و جور من و نااميد شود دوست من از ميل من و افتادن در هواى من و اين چند كلمه از كلمات قدسى كه در صحيفهء كامله ميفرمايد لذكره السّلام و از صد هزار هزار درياهاى نور كه از كلمات مقدّسه در آن كتاب بزرگوار موج مىزند اثرىست ، اينجا از جهت اساس تهذيب اخلاق ثبت افتاد و باقى چون [ 70 ] طالبان حقّ طلب كنند بيابند إن شاء اللّه و هم از سخنان معلّم كلّى است ، اگر متعلّم اتّقوا اللّه كه بر روى ناخن بتواند نوشت بقاعده كند كلّ مكارم اخلاق با جملهء معاملاتى كه اوّل ميان خود و خداى و آخر ميان خود و خلق نگاه بايد داشت ، و شرح و تفصيل آن در مضمون مجلّدات بسيار نگنجد او را حاصل شود ، مثلا چون اين خداىپرستى در فكر بقاعده كند فكرى كه انبعاث شعاع عقلانىست كه از نفس ناطقهء انسانى برمىخيزد بسبب مناسبت حقّ گردد ، و آن مناسبت حقّ سبب اتّصال نفس او بنور دعوت حقّ گردد ، و از قوّت روحانيّت آن فرشتهء بر فكر او موكّل شود كه هميشه فكر او را بحقّ آراسته ميدارد ، و چون همچنين خدا ترسى كه در قول بقاعده كند قولى كه مظهر معانىء فكرى ست مثل معلومات گردد و آن مثل معلومات منبع لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً شود ، و قوّت روحانيّت آن فرشته بر قول او موكّل شود كه هميشه قول او را بصدق آراسته ميدارد ، و چون همين خداى ترسى در عمل بقاعده كند كه آنچه از فكر بر قول ميتابد از قول ظاهر مىشود بواسطهء او به صورت صنائع جسمانى معيّن ميگردد ، و شعار يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ پذيرد و از قوّت روحانيّت او فرشتهء بر عمل او موكّل شود كه هميشه عمل او را بخير آراسته ميدارد ، و هر وقت كه چنين باشد آن كس را فكر حقّ و قول صدق